تبليغاتX

 

..:: paziraee ::..

 ناصر عبدالهي هم درگذشت

متاسفانه ديروز شنیدیم هنرمند و خواننده محبوب كشورمان بعد از مدتي بيماري و بودن در كما درگذشت.

این موضوع را به تمام موسیقی دوستان و علاقه مندان وی  تسلیت عرض میکنم.

حیف شد...

+ نوشته شده توسط صابر در پنجشنبه سی ام آذر 1385 و ساعت 4:12 بعد از ظهر |
 فلامنکو
در فرهنگ لغات « آكادمي زبان اسپانيايي رئال » ( Real Academia Espa?ol de la Lunga ) معاني متفاوتي براي لغت فلامنكو ارايه شده است كه از بين آنها ، برخي كه سنخيت بيشتري با بحث ما دارند را براي شما انتخاب كرده ايم .
در يكي از اين تعاريف آمده است : « فلامنكو ، يك روش فرهنگي_اجتماعيِ بيان احساسات در ميان كولي هاست كه ريشه هاي عميقي در ناحية اَندلُس(Andalusia) براي آن يافت مي شود . »
در جايي ديگر ، لغت فلامنكو را نشانگر يك شاخة قومي يا نژادي مي انگارد و به مردمي اطلاق مي كند كه منسوب به سرزمين فلاندر هستند . علاوه بر فرهنگ لغات اخيرالذكر ، در « فرهنگ لغات صرفي اسپانيايي وكاستيلي » ريشة لغت فلامنكو را منسوب به فلامينگ (Flaming) مي دانند كه در زبان هلندي به معني « چيزي يا كسي آمده از سرزمين فلاندر در آلمان » مي باشد . علّت انتساب لغت فلامنكو به فلامينگ ، به معني « شخصي از اهالي فلاندر » ، ريشه در تاريخ آن ناحيه دارد . ايشان مردمي بودند از نژاد مردم شمال اروپا به نام نورديك(Nordic) كه رنگ رخسارشان گلگون بود ؛ بر خلاف مردم اروپاي جنوبي معروف به نژاد لاتين كه پوست تيره و موي مشكي دارند و به خصوص از لحاظ رنگ پوست تفاوت فاحشي بين اين دو نژاد ديده مي شود . از جانب ديگر ، استفاده از لغت فلامينگ براي ناميدن مردمي با پوست گلگون ، مي تواند اشاره به پرنده اي به نام فلامينگو(Flamingo) باشد . اين پرنده منقار بزرگي دارد كه به طرز عجيبي خميدگي دارد . با گردن و پاهايي بلند و ظريف ، پرهاي سفيدي گردن و سينه و شكمش را پوشانيده ، در حالي كه سر و قسمت تحتاني بدنش به رنگ صورتي تا قرمز تند است . از آنجا كه در قرن شانزدهم و اوايل قرن هفدهم ميلادي ، سرزمين فلاندر زير سلطة اسپانيا بود ، مردم اسپانيا اهالي فلاندر را به دليل وضع پوشش و رنگ پوست شان به گونه اي تحقير آميز به فلامينگو تشبيه مي كردند .فلامنکو

در اواسط قرن هفدهم ميلادي ، فلاندري ها قيام كردند و به دنبال جنگ هايي خونين ، استقلال خود را به دست آوردند و كشور هلند كنوني را بنا نهادند . در طي اين جنگ ها ، بسياري از اسناد و مدارك ارزشمند تاريخي در مورد فلاندري هاي ساكن اسپانيا از دست رفته و نابود شدند . خصومت حكومت اسپانيا با مردم فلاندر در آن دوران باعث شده بود تا با قلب واقعيات و به دروغ ، ايشان را به صورت مردمي ياغي و لايق تنفر به جامعة اسپانيا بشناساند ؛ مردمي كه حتي روش زندگي كردن شان نيز ناخوشايند و اشمئزازبرانگيز است . اين طرز فكر و تبليغات منفي عليه فلاندري ها به صورت قسمتي از فرهنگ مردم اسپانيا درآمد ، به طوري كه در فرهنگ اسپانيايي ، هر فرد ، گروه و يا قوم منفوري را به فلاندر منسوب مي كردند. از آنجا كه كولي ها نيز از نظر شهروندان اسپانيايي زندگي مرموز و غيرمتعارفي داشتند كه باب سليقة جامعة اسپانيا نبود ، لقب تغيير شكل يافتة فلامنكو را به ايشان و شيوة آوازخواني اندلسي _ كه محل عمدة زندگي كولي ها بود _ دادند .فلامنکو
در سير تحول و تكامل لغت فلامنكو ، عوامل و اتفاقات ديگري نيز منشأ اثر بودند . در زمان پادشاهي چارلز اول (1556-1519 ميلادي) تعداد كثيري از كولي ها در خط سيرشان در اروپا وارد كشور اسپانيا شدند و چون ورودشان به اسپانيا از نواحي شمالي و سرزمين ژرمن ها و فلاندر بود ، به اشتباه ايشان را فلِميش(Flemish) ناميدند . البته حدسيات ديگري نيز در مورد لغت هلندي فلامينگ به عنوان ريشة لغت فلامنكو موجود است كه با مطالب بالا تفاوت دارد . در يكي از اين فرضيات ريشه يابي لغت فلامنكو باز مي گردد به قرن شانزدهم ميلادي ، هنگامي كه تعدادي خوانندة فلاندري در دربار چارلز پنجم به خدمت گرفته شدند . بدين ترتيب لغت فلِميش پس از تغييراتي در ميان مردم اندلس رواج يافت و به هر خنياگري اطلاق شد . كولي ها در همان دوره نيز اغلب به خوانندگي و نوازندگي و دوره گردي مي پرداختند و موسيقي و رقص و آواز در كلية جشن ها و مراسم وحتي زندگي روزمره شان جايگاهي ويژه داشت . به همين دليل شهروندان اسپانيايي ، لغت تغيير يافتة فلِميش را كه به صورت فلامنكو درآمده بود ، به طور اعم كلمه به كلية فعاليت هاي اين قوم اطلاق نمودند كه به عبارت ديگر نمايانگر فرهنگ كولي ها بود .


فرضية ديگري نيز وجود دارد مبني بر اينكه در طي جنگ هاي استقلال هلند ، تعداد زيادي از كولي هاي اسپانيا در هنگ هاي پياده نظام ارتش فلاندر به صورت سربازان مزدور به خدمت گرفته شدند . ايشان پس از بازگشت پيروزمندانه از جنگ ، به عنوان پاداش اجازه يافتند تا آداب و رسوم و شغل سنتي شان را در هر جايي كه بودند ، اجرا و اِعمال كنند ؛ بر خلاف قوانين جاري كشور كه مردم محلي اجازة رفتار آييني و برگزاري مراسم بر اساس آداب و سنن شان را نداشتند .
 

برای مطالعه بقیه مطلب و عکسهای بیشتر روی ادامه مطلب کلیک کنید. 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط صابر در یکشنبه دوازدهم آذر 1385 و ساعت 11:49 بعد از ظهر |
مقاله

تا چند سال پيش، فقط چند كمپانی معروف موسيقی تصميم می گرفتند كه دنيا به چه موسيقی گوش دهد. ولی فن آوری ديجيتال سيستم گذشته را كاملا دگرگون كرده است.


باريك و لاغر، با ريش سياه بزی و شخصيتی آرام كه لازمه يك موزيسين است، جان برنسون (2) می تواند به راحتی خود را به جای خواننده ای جا بزند كه آلبومش در سطح بين المللی فروش زيادی داشته است. و در حقيقت، همينطور هم هست. برنسون، كه گيتار هم می نوازد و شعر هم می سرايد، گروه ريز وست بيسمنت (3) را در سال 1996 به همراه دوستش و نوازنده جاز، كريس لينورس(4)، تشكيل داد. سبك موسيقی اين گروه چهار نفری آميخته ای است از راك اند رول با موزيك فولك آمريكايی و موزيك هيپ، و اشعار طعنه آميز.

برای فروش بيشتر آلبوم دومشان، " در كنار رودخانه ای كه آبی می درخشد" (5)، برنسون و ديگر اعضای گروه يك تور 31 روزه در 26 شهر آمريكا در تابستان امسال اجرا كردند و موفق شدند شنوندگان زيادی را به كلوپ های راك در سرتاسر آمريكا بكشانند. اگر به خاطر يك برنامه از پيش برنامه ريزی شده نبود، ممكن بود كه مدت بيشتری برنامه تور خود را ادامه دهند. ولی برنسون بايد به سانفرانسيسكو بازمی گشت تا در كنسرت مدرسه ای كه به شاگردانش موسيقی درس می دهد، برنامه اجرا كند.

مقاله

معلم مدرسه ای كه ستاره راك هم هست؟ 10 سال پيش، يا حتی پنج سال پيش، يك همچين چيزی غير ممكن بود. در آن زمان، موزيسين ها از دو نوع بودند: يكی آنهايی كه توسط كمپانی های موسيقی برای ساختن آلبوم انتخاب می شدند، و ديگری هم بقيه آدمها. برای گروه اول، " كشف شدن " توسط يكی از كمپانی های موسيقی مانند اجازه ورود به يكی از كلوپ های خيلی اختصاصی بود. بدون داشتن يك سی. دی. هيچكس نمی تواند موسيقی شما را بشنود، و ساختن يك سی. دی. برای خيلی از آدمها كار بسيار پر هزينه و پيچيده ای بود. و حتی اگر كسی می توانست اين كار را انجام دهد، راه خوب و موثری برای عرضه آن به مردم وجود نداشت. برای همين افرادی كه برچسب كمپانی های موسيقی را روی موسيقی خود نداشتند می بايستی به اجرای برنامه های كوچك اكتفا می كردند، يا احتمالا پول زيادی را صرف می كردند تا چند " آهنگ نمونه "، كه با دستگاههای آماتوری ضبط شده بود، ضبط كرده و به اين كمپانی ها بزرك ارسال كنند. همه اينها با اين آرزو انجام می گرفت كه شخصی از جايی پيدايش شود و زندگی آنها را دگرگون كند.

برای مطالعه بقیه مطالب روی ادامه مطلب کلیک کنید.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط صابر در پنجشنبه نهم آذر 1385 و ساعت 11:42 قبل از ظهر |
زنده یاد.بابک بیات

نواي ساز بيات خاموش شد.


اين تيتر روزنامه همشهري امروز بود.
بله! بابک بيات درگذشت. ولي من فکر نميکنم صداي ساز او هيچ گاه خاموش شود.
او هميشه زنده است تا آثار او هست و تا علاقه مندان به موسيقي  او از شنيدن کارهاي جاودانش لذت مي برند.
آلبوم هاي او و چه موسيقيهاي متن وي از چند ديدگاه با کارهاي ديگران تمايز داشت.
يکي نرمي و لطافت در عين شکوه و پايداري آثارش که ريشه در علاقه اش در ساخت موسيقي فيلم بود و ديگري فرازها و فرودهاي خاص خودش که از موسيقي کلاسيک غرب و تلفيقش با موسيقي شرقي در آنانژمان آهنگهايش پديدار بود.
شايد نقطه برتري او نيز همين تبهر و استعادش در ساخت موسيقي فيلم بود.فيلمها و سريال هائي مثل : ولايت عشق,سلطان و شبان ,اعتراض ,سام و نرگس, مرسدس و آلبوم هائي از قبيل: فصل پرواز و تموم شد ترانه از (ماني رهنما),دو نيمه رويا و نسل من از(حامي) و چند کار بيکلام ديگر. 
به هر حال او پس از چند ده سال آهنگسازي وساخت دهها اثر فاخر بعد از چند مدت بستري بودن در گذشت.

سالها چند ببايد پدر پير فلک را                 تا دگر مادر گيتي چو تو فرزند بزايد

يادش گرامي باد.

 

برای مطالعه بیوگرافی وی روی مطلب کلیک کنید.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط صابر در سه شنبه هفتم آذر 1385 و ساعت 1:6 قبل از ظهر |


Powered By
BLOGFA.COM